کدخبر : 61
سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۷:۱۴
فاقددیدگاه
در محضر آیت الله بهاء الدینی :

حکایت اول ( ارتباط با عالم بزرخ )

چون می دانست من اهل مطالعه روزنامه هستم روزنامه هم تهیه می کرد با اینکه روزنامه خواندن در آن وقت در حوزه ها خیلی رسم نبود .

 این طلبه در عین حال که در درس خواندن بسیار جدی بود اهل تقوا و عبادت و تهجد و شب زنده داری بود بطوریکه در قنوت نماز وتر دعای معروف ابو حمزه ثمالی که از طولانی ترین دعاهای ماه مبارک رمضان است که معمولا در سحرهای ماه رمضان خوانده می شود را قرائت می کرد . این روحانی وارسته در اثر بیماری وفات کردند و مرا بشدت متاثر نمودند .

اما من دوست داشتم بفهمم در عالم برزخ مخصوصا شب اول قبر چه برخوردی با او می شود . چون براساس اعتقادات ما کسی که از دنیا رحلت می کند در شب اول قبر باید سوالات فراوانی را پاسخ بدهد و از عملکرد خود در این دنیا پاسخ گو باشد . فرمودند من حاضر بودن در حالیکه او را نشانده بودند و من او ا می دیدم اما سوال کننده را نمی دیدم فقط صدای سوال کردن او را می شنیدم . حدودا چهل سوال از مسائل خداشناسی و معاد شناسی گرفته تا احکام و تکالیفی که متوجه انسان است . همه این چهل سوال را بدون تامل با شجاعت و بدون هیچ ترس و واهمه ای جواب دادند در حالیکه خیلی از انسانها در این امتحان مردود می شوند اما این آقا سرافراز و پیروز از این امتحان سخت بیرون آمدند.

بعد فرمودند پس از فراغت از سوالات ، من از او سوال کردم گفتم در وقت مردن و انتقال از این عالم به عالم برزخ و در هنگام جان دادن احساس ناراحتی کردی ؟ آیا فشار قبر داشتید یا نداشتید ؟

در جواب من گفتند تنها ناراحتی من تنهائی همسر و فرزندانم و تامین زندگی آنها بعد از خودم بود و در این فکر بودم که آنها بعد از من در تنگنا قرار می گیرند و توانایی تامین معاش خود را ندارند . به محض خطور این خیالات و افکار ، مرا مخاطب قرار دادند که آنوقت هم که زنده بودی تهیه وسائل زندگی و تامین معاش آنها به تو مربوط نبود بلکه خداوند رزاق علی الاطلاق است . او ضامن روزی همه موجودات زنده جهان آفرینش است . خلاصه تنها نگرانی من همین مسئله بود که بعد از شنیدن پاسخ صریح از بابت همسر و فرزندانم خیالم آسوده شد . بعد فرمودند الان هم گهگاهی با ما ارتباط دارند یک وقت به من گفت شما چرا کم قرآن می خوانی؟!

Â

امتیاز:
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما

*

code